تبليغاتX
کامپیوتر و سبزی خوردن موجود است
امروز 

84/08/24

جهانخواران دارن روي كره مريخ چغندر ميكارن ما وايستاديم سوت مي زنيم

دائم با خودم فكر ميكنم چه جوري مي تونيم حركتمون رو سريعتر بكنيم ؟ توي همين شرايط و همين اوضاع و احوال و همين مملكت. صبح تا شب سگدو آخرش هم يه پاپاسي واسه نمردن، همين و بس
نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 16:5 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/08/23

بارون قهرو

امروز داهاتِ ما بويِ بارون رو به خودش گرفته بود ، آخه نمنمكي باريد و بعد هم قهر كرد و بساطش رو جمع كرد و رفت ...

شايد مقصر ما بوديم كه ازش استقبالِ خوبي نكرديم و همش آخ و اوخ كرديم از اينكه خيس شيم يا كارمون لنگ بمونه ،

من هم يادِ يكي از دوستام (مهدي) افتادم كه هر وقت جناب بارون دير مي كرد مي رفت چترش رو ورميداشت زير دوش وايميستاد (با لباس) مي گفت: دلم برايِ بارون تنگ شده !!!!

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 20:46 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/08/23

یک خاطره

سه سال پيش كه با اتفاق ميلاد و مهدي و هادي و ليلا شغل كمي تا قسمتي شريف كامپيوتر فروشي (رايانه ماركتينگ) را شروع كرديم ، اصلاً فكرش را نمي كردم كه نفر باقيمانده در انار آبي من باشم . و اينكه مجبور باشم براي گذراندن اموراتم جلوي درب يك شركت رايانه اي سبزي و تره بار بفروشم و داخل شركت رايانه ( البته اين يك شوخيه كه مي ترسم در آينده اي نه چندان دور محقق بشه  .... به قول مامانم:

 دير تَلّي بو دايي جان نه )

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 17:31 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/08/23

برای شروع

از حالا به بعد همین جا و در همین وبلاگ منتظرتان هستیم
نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 16:29 | موضوع:
• لینک ثابت   •