تبليغاتX
کامپیوتر و سبزی خوردن موجود است
امروز 

85/02/03

فعلا

سلام

این روزا همه چی داره همینجوری یه جوری میشه که من  دوست دارم
بازم جای شکرش باقیه
راستی مدتیه اونقدر سرم الکی شلوغ شده که حوصله و وقت اینترنت رو ندارم

این چند سطر هم واسه خالی نبودن عریضه نوشتم
همین
موفقیت تمامی آدمهای دنیا آرزوی جاودان ماست

تا باد چنین بادا

یا علی

 

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 23:2 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

85/01/01

سال نو مبارک

فرا رسیدن سال ۱۳۸۵ شمسی رو به همه ی دوستان تبریک می گم

امیدوارم سالی سرشار از موفقیت رو آغاز کرده باشیم

ان شاء الله

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 9:19 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/12/14

كودكي هايمان چه زود گذشت...(2)

هيچوقت يادم نمي ره ، سه ساله كه بودم خدا يه خواهر كوچولوي نازنازي بهمون داد كه من به خاطر شرايط سني و اينكه تا قبل از اون عضو كوچك خانواده بودم ، طبعاً بيشتر از بقيه ذوق مي كردم و بالا و پايين مي پريدم...

وقي كيف محتوي مرضيه(خواهر كوچولوي ما) رو گذاشتن زير نور مهتابي روي زمين من با بي تابي منتظر باز كردن زيپ اون بودم ، عذرا كه از همه بزرگتر بود اين كارو انجام داد و من و علي و نرگس هم خم شده بوديم و نيگاه مي كرديم ...

سر شب بود ، هيچوقت يادم نمي ره ، به قدري از مرضيه خوشمون اومده بود كه نوبتي اونو بغل مي كرديم و البته بنده به دلايل واضح مجبور بودم چهار زانو بشينم و بچه رو بذارن رو پام و ذوق و ذوق و ذوق ...

چند روزي گذشت ...

يه روز كه مادرم با ماما كه يه پيرزن بود داشتن بچه رو ورانداز مي كردن من متوجه شدم كه بدنش تاول هاي بزرگي زده، برام غير واقعي بود اما فكر مي كردم همه همينجورين...

ظهر كه شد ديدم خواهر بزرگم عذرا داره گريه مي كنه و تند تند حياط رو جارو مي كنه ...

هرچي ازش مي پرسيدم چي شده جوابمو نمي داد مي گفت چيزي نيست ، تا اينكه ديدم يه چيزي رو پيچيدن لاي پارچه سفيد و ماما داشت بالاي سرش يه چيزايي زمزمه مي كرد...

راستشو بخوايين بعد اون روز ديگه خودم چيزي يادم نمي آد ولي بقيه مي گن چند روز حسابي مريض شده بودم و مرتب ايراد مي گرفتم و ...

حالا وقتي فكرشو مي كنم اگه امكانات بهداشتي و درماني و ... بهتر بود، هيچوقت مرضيه ي ما و امثال اون طفل معصوما تلف نمي شدن ...

 

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 0:26 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/12/11

كودكي هايمان چه زود گذشت

انگار همين ديروز بود كه سر از پا نمي شناختيم و كيف در دست روانه مدرسه امان كردند...

زود تعطيل امان كردند و من و ابراهيم كه آن موقع همسايه و هم سن و سال بوديم(حالا هم) ؛كه البته كيف هايمان هم مثل هم بود! ؛ برگشتيم خونه، ولي با در بسته روبرو شديم، هر دوتاييمون...

كيف ها پرت شد بالا پشت بوم خونه ؛ بدون اينكه بدونيم عاقبتش پس گردنيه!

بعدش هم به ياد روزاي قبل دويدن تو كوچه ها و بازيهاي كودكانه اون زمونا ، بدون پلي استيشن 2 و ...

فقط يه لاستيك موتور يا دوچرخه و يه تيكه چوب و ده بدو گاز بده ...

حنجره هامون پنچر مي شد بس كه صداي موتور در مي آورديم ...

هر كي سريعتر مي دويد و صداي بيشتري از گلوي بيچاره اش در مي آورد برنده بود...

سر ظهر :: سر زانوها پاره پوره :: سرها پايين افتاده :: سر چي مي خواد دعوا بشه ؟؟؟

معلومه

بابا جون شماها ديگه بزرگ شديد ، مثلا ارواح عمه هاتون رفتيد مدرسه ، پس كي مي خواييد آدم بشيد؟
ادیسون هم اگه می خواست مثل شماها باشه به جای برق تیر چراغ برق هم نمی تونست اختراع کنه

شتلق ، فرود اولين پس گردني

آخ ، فرار بنده

وايسا پدر سوخته ، دويدن پدر دنبال بنده

بگيريدش ، همكاري اعضاي خانواده در دستگيري بنده

 

خلاصه ناهار زهرمارمون مي شد ، با چشم گريون سر سفره لقمه مي ذاشتن تو دهنمون و كلي دلداري

يكي نبود بگه اگه بچه اس پس چرا مي زنيدش

اگه حقشه پس چرا دلداريش مي ديد

خلاصه صورت و شلوار يه اندازه خيس مي شدن!!!  اما اين كجا و آن كجا؟!!!

بعدش هم دچار فراموشي مخصوص دوران كودكي مي شديم و با يه قربونت برم ننه هامون دوباره خر مي شديم

 

ادامه دارد...

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 1:3 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/11/08

يك علامت سئوال بزرگ

اون قديما وقتي كه خيلي كوچيك بوديم هميشه روز شماري مي كرديم كه موقع اش بشه و بتونيم بعد از ظهرا بريم و تعزيه ببينيم،

روز آخر هم كه ديگه جاي خودش رو داشت؛ درسته، عاشورا بود و بچه هاي هم سن و سال ما كه سر و صورت ها رو با ذغال سياه كرده بودن و يه نمايش كوچك از يكي از بزرگترين نمادهاي ايثار در طول تاريخ بشريت.

اما اون موقع ها هميشه واسه ي من سوال بود كه اين مردم سالي يك بار اين نمايش رو با همين ديالوگ ها ديدن، خيلي ها هم بيشتر اون نسخه ها رو حفظن و همراه با نسخه خوونا زمزمه مي كنن؛

اما وقتي حس و حالشون رو مي بيني ، فكر مي كني اولين باره كه دارن در مورد اين واقعه چيزي ميشنون.

 

چرا؟

 

مطمئنم شما كمتر اتفاقي رو مي تونيد نام ببريد كه تا اين اندازه محكمه و زمان كهنه اش نكرده و براي مردم مثل بقيه ي مرگ و ميرها عادي نشده،

خيلي ها روز سالگرد مرگ پدر و مادراشون هم اين اندازه كه روز عاشورا گريه ميكنن ، گريه نكردن

 

 چرا؟

 

تصورش خيلي سخته ولي بايد باور كنيم كه اون ابر مرد با 72 تن جلوي يك لشكر چندين هزار نفري وايساد و به جاي اينكه حتي يه قدم به عقب برداره به سمت اونا حمله كرد.

 

چرا؟

 

همه ي اين چراها و خيلي چراهاي ديگه سوالاتيه كه مرتب تو اين ايام به ذهن ما خطور مي كنه و هميشه هم احساس مي كنيم پاسخش رو بلديم!

 

در هر حال؛

 

فرا رسيدن سالروز قيام خونين كربلا و شهادت آزاد مردي از جنس نور

تسليت باد.

 

 

و يه جمله:

اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد.

 

فكر مي كنم اين جمله توي اين دور و زمونه بيشتر كاربرد داره، واسه خيلي ها؛      البته!!!

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 23:52 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/11/03

آه مادر؛ دلم سخت هواخواه توست

امروز ظهر وقتي از سر كار رفتم خونه، يه سر هم به خونه بابام اينا رفتم

خواهرم گفت كه حال مادر خوب نيست

نمي دونم چرا ولي فكر مي كنم ما هيچوقت نتونيم جاي اون باشيم

آدم تا خودش پدر يا مادر نشده نمي تونه دركشون كنه

حتي حالا كه من ازدواج كردم و 2 سال و خورديه كه مستقل زندگي ميكنيم و ليلا هم حسابي هوامو داره و حتي يه لحظه هم موقع مريضي منو ول نمي كنه،

بارها شده واسه يه سردرد عادي من چه كارا كه نمي كنه

اما من چي؟

يك صدم اون هم نيستم

بارها شده به خودم مي گم برم خونه حتماً دستاي پدر و مادر پيرم رو ببوسم و بابت اين همه فداكاري ...

اما هر دفعه يه چيزي شبيه خجالت كشيدن مانع ميشه

كاملا متوجه ام كه كاملا غلطه

ولي چيكار كنم؟ خودم هم نمي دونم

شايد اين دفعه تونستم و بعد از 28 سال اين كار رو واسه خودم عادتش كنم اگه خدا بخواد

باور كنيد انجام اين كارا سعادت مي خواد كه بايد نصيبمون بشه

اگه روزي صدبار هم اين كار رو بكنيم بازم به يك لحظه تحمل ما تو شكم مادر نمي رسه

پاشيد تا دير نشده و بانگ رحيل نيامده

بوسه بر دستان پدر و مادرامون رو يه عادت كنيم

ان شاءالله

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 21:13 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/10/28

كسي كه به آب اعتماد داشته باشد هرگز تشنه نخواهد شد. - امام علي (ع)-

فرا رسيدن سالروز اعلام پرچمداري اسلام بعد از نبي اكرم(ص)

 

 به بزرگ مردِ شجاعِ راستينِ راستكردارِ راست گفتارِ راست پندارِ مكه بعد از محمد امين

 

                                                     علی(ع) 

 

مباركباد.

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 19:31 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/10/26

هر کی لب تاپ مجانی می خواد بیاد تو

عزیزان دلبند من

هر کدوم از شماها که می خوایید صاحب یک لب تاپ رایگان بشید فقط  اینجا  کلیک کرده و ثبت نام کنید

برای ثبت نام روی کلمه Register now کلیک کنید

بعدش باید ۱۸ نفر از دوستاتون زیر مجموعه شما شده و ثبت نام کنن

از هر کامپیوتر فقط یک بار امکان ثبت نام وجود داره

موفق باشید

 

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 9:20 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/10/15

خدا رو شكر ...

نخستين همايش تجليل از نخبگان و برترين هاي علمي شهر اشكنان ديشب برگزار شد.

خب بالاخره بعد از گذشت اين همه سال بازم جاي شكرش باقيه كه مسئولين و بعضي نهادهاي دانشجويي به فكر انجام چنين كارهايي هستند.

اين موضوع باعث خوشحالي ما ميشه، اما بايد توجه كنيم كه چنين كارهايي در صورتي كه يك هدف معيني رو دنبال نكنه و فقط صرفاً به انجام يك همايش ساليانه بسنده كنه، خيلي سطحي و پيش پا افتاده ميشه.

اميدواريم اين حركت شروع و تشويقي باشه براي گرايش جوونا به سمت علم آموزي و كسب دانش و مهارت تا بلكه از قافله اي كه داره با شتاب هرچه بيشتر حركت ميكنه عقب نمونيم.

نظر من اينه كه در كنار كميت كه تعداد دانشجويان و دانش آموختگان شهرمونه به كيفيت اون هم توجه كنيم .

 

دكتر مظفري و دكتر طلعتي و خانم مهندس عباسي و ميلاد اكبر نژاد عزيزم و ...

آرزوي ما سربلندي و پيشرفت هاي عالي تر شماست.

پيروز باشيد و سربلند

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 11:29 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/10/12

آگهي استخدام!!!

چند وقت پيشا داشتم يه روزنامه ورق مي زدم چشمم به آگهي استخدام افتاد، خيلي جالب بود:

 

استخدام با حقوق ماهيانه 900000 تومان(نه ميليون ريال)

اما شرايط ثبت نامش جالب تر بود:

1 – داشتن مدرك فوق ليسانس

2 – تسلط كامل به زبان انگليسي در حد عالي

3 – داشتن سابقه كاري متناسب با مدرك تحصيلي به مدت 5 سال مفيد

4 – سلامت كامل جسمي و روحي و رواني و عدم اعتياد

5 – تسلط كامل به كامپيوتر و نرم افزارهاي تخصصي مربوط به رشته تحصيلي

6 – داراي روابط عمومي عالي – خوش برخورد – خوش تيپ – خوش پوش و ...

در كل يه چيزي تو مايه هاي دمت گرم خودمون!

 

ديگه ادامه شو نخوندم

گفتم: كسي كه اين همه شرايط رو يكجا داشته باشه كه ديگه نمياد واسه شما كار كنه ميره يه شركت ميزنه شما واسه اش كار كنيد

گفتم برم همون پاركاب داوودخطر وايسم بليط واحد پاره كنم بهتره

اين شرايط به قیف ما نمی خوره

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 8:26 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/10/10

نمی دانم: قسم حضرت عباس -- دم خروس -- یا ...

من نمی دونم باید سرچی قسم بخورم که از این منگول بازی ها خوشم نمی آد .چند سال پیش که قرار بود کار کنیم واسمون پرونده ساختن که فلانی اله و بله -- قبل ترش یه آقای گنده بک اومد گفت فلان غلط کاری ( پخش کردن شب نامه حاوی فحش به سران مملکت ) کار من و رفیقامه --- قبل ترش لباس می پوشیدیم گشاد تر از چیزی که الان خودشون می پوشن می گفتن منحرف شدن --- قبل ترش تو تابستون ۵۰ درجه عینک آفتابی میزدیم می گفتن نیگاش کن جلفو واه واه واه به خودشون یکی رو چشمشون یکی  آویزون گردنشون یکی سر جیباشون ---- قبل ترش .... بازم بگم تا صبح طول می کشه

بابا من خیلی وقته این لباس چرک مثلا سیاست بازی رو انداختم دور

حالا هم خیر سرمون رو آوردم به کار مثلا آزاد که در پوستین خلق نیفتیم

اما چه کنیم که در پوستین مان می افتند

ما که بخشیدیم

خدا هم بخشایش کند که همه محتاجیم به درگاهش

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 17:53 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/10/05

یک روش دائمی برای خلاصی از دست فیلتر ها

:::  در اين روش که از سايت گوگل استفاده مي شود بهترين راه حل بوده ومطمئناً هيچگاه از طرف مخابرات بسته نخواهد شد

آدرس سايت مورد نظر خود را در google.com جستجو كنيد و سپس در نتايج جستجو بر روي  cached (ذخیره شده ) كليك كنيد

با اين روش صفحات چند روز قبل سايت را كه در حافظه گوگل قرار گرفته را خواهيد ديد .

و از آنجا بقیه ی .....

::: همچنين مي توانيد  به سايت گوگل برويد www.Google.com  سپس به قسمت تنظيمات زبان رفته و زبان انگليسي را انتخاب کنيد... همانطور که مي دانيد يکي از بهترين امکانات گوگل مترجم آن مي باشد که در قسمت مترجم نام سايت فيلتر شده را تايپ کنيد و دکمه اينتر را فشار دهيد.

 

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 11:32 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/10/04

پیامی که انسانهای کرات دیگر به من دادند

این عنوان کتابی است که برای من بسیار جالب بود.

به همین خاطر اون رو گذاشتم اینجا تا شما هم اگه دوست داشتید استفاده کنید.

البته نه اینکه عقایدتون رو عوض کنه بلکه با دید بازتری اون رو بخونید تا یه چیزهایی که تو ذهنتون هست معنای امروزی تری پیدا کنه

امیدوارم خوندن اینگونه کتاب ها خللی توی دین و مذهبتون و ایمان راسختون به وجود نیاره

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 9:30 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/09/29

طريقه قرار دادن موسيقي روي وبلاگ:

اين هم محض خاطر گل روي عاشق مولا به خاطر ارادت خاصي كه به مولا علي(ع) دارم:

 

براي اين كار ابتدا بايد موسيقي مورد نظر را روي اينترنت قرار دهيم.

مي توان از بعضي سايت ها كه فضاي رايگان براي درج موسيقي در اختيارتان قرار مي دهند استفاده كنيد ، يا اگر موسيقي مورد نظرتان در اينترنت موجود است آدرس اينترنتي آن را داشته باشيد.

براي درج موسيقي ابتدا به سايت : http:// ripway.com برويد. اين سايت به شما فضايي معادل 30 مگا بايت رايگان ميدهد .

Sign up   را انتخاب كرده و فرم مورد نظر را پر كنيد و بقيه مراحل را انجام داده و سپس با  login   شدن مي توانيد موسيقي خود را( up load) در اينترنت قرار داده و آدرس آن را به كد زير اضافه كنيد:

 

 

<embed


src="http://home.ripway.com/2005-5/306483/03_BoroBoro.mp3" width="115" height="40" BGCOLOR="#000000" loop="infinite" autostart="true">

</embed >

<!----- Script ByTheme.blogfa.com ---->


 

قسمت رنگی آدرس موسیقی می باشد.

بعد از تكميل كد آن را در بخش ويرايش قالب بلاگفا وارد كنيد.

ولي يه خورده بالا اومدن وبلاگتون كند ميشه .

 

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 17:15 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/09/29

فهميدن مقدار زمان دقيق وصل شدن به اينترنت و ..

 برنامه:connection-timer

قابلیت:این برنامه یک برنامه بسیار جالبه که کارش اینه که وقتی شما به شبکه اینترنت وصل می شید زمان آغاز و پایان میزان هزینه پول تلفن و میزان مصرف اینترنت و به همراه جمعش بهتون نشون میده. که می دونم ۹۹ در صد افرادی که در اينترنت کار می کنن دوست دارن از هزینه پول تلفن با خبر بشند و ما این بر نامه را توصیه می کنیم.

 

 

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 9:29 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/09/28

وقتي شما با اينترنت كار مي كنيد و تلفن زنگ مي خوره غصه نخوريد

اكثر كساني كه از خونه به اينترنت وصل ميشن ناراحت اين قضيه هستن كه هنگام اتصال تلفن اشغاله وكسي اگر زنگ بزند ما متوجه نميشيم . بانرم افزار Phone Tray DialUp شما ميتونين Online باقي بمونين بدون اينكه تماسهاي مهمي كه به منزل ميشه رو از دست بدين! وقتي شما Online هستين و زنگي زده ميشه PhoneTray به شما اطلاع ميده كه فلان شماره الان داره تماس ميگيره. در ضمن انتخاب با شماست! ميتونين به تلفن جواب بدين و اتصال رو قطع كنين يا جواب ندين و Online باقي بمونين. اين برنامه از V.92 مودم شما و سيستم انتظار تماس( همان دو خطه شدن) شركت مخابرات سرويس دهنده تلفن استفاده ميكنه و شما رو آگاه ميسازه از تماسهاي ورودي ! براي اين كه اين نرم افزار بهتر كار كنه شما بايد حتما مودمي داشته باشيد كه سيستم CallerID رو ساپورت كنه. اين برنامه هنگام تماس با صفحه ي كوچكي كه در زير ويندوز باز ميكنه شما رو آگاه ميكنه همچنين ميتونه از طريق سيستم Text-To-Speech نام شخص تماس گيرنده ( قبلا يك سري شماره ها و نام مالك اونا رو به حافظه برنامه ميديم) و شماره ي اونو براتون ميخونه. انواع Ring Tone براي صداي زنگ از ويژگيهاي جالب ديگه ي اونه كه در حدود 20 عدد در حافظه داره و شما ميتونين از هر فايل صوتي كه بخواين به جاي صداي زنگ استفاده كنين.
PhoneTray تمامي تماس هارو ضبط ميكنه و يك History كامل (شامل زمان تماس .و تاريخ و...) براي ما ذخيره ميكنه . از ويژگيهاي هاي قابل توجه اين برنامه اينه كه شماره هاي مزاحم رو ميتونه Block كنه كه اگر تماس بگيرند براي شما زنگي خورده نشه ‌(البته در صورتي كه تلفن ديگه اي در خونه نباشه و Phone Tray تنها دريافت كننده تماسها باشه)! از خود برنامه هم ميشه به عنوان تلفن استفاده كرد و به تماس پاسخ داد( با داشتن Headset و تنظيم اون). مطمئن هستم كه 100% براي خيلي از شما عزيزان يك چيز ضروري بود.در ضمن اين برنامه با ويندوز هاي سرس NT كار ميكنه و 98 و ME رو ساپورت نميكنه

حالا بگيد ممد رضا بده!

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 18:55 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/09/28

تسليت به ميلاد عزيز

امروز ميلاد غمِ از دست دادنِ پدري را تجربه كرد كه ما نيز نصيحت هايِ پدرانه اش را هنوز در خاطر داريم،

و من حالا هر وقت از كنارِ مغازه يِ محقرش گذر كنم، بي درنگ به يادش خواهم افتاد ؛

هر وقت او را از مغازه به منزل يا بلعكس مي رساندم، صحبت هايِ شمرده و كوتاهش نقطه اشتراكِ او و پدرم بود، مختصر مي گفت و شيرين، احتياط و ميانه روي در همه ي  كارها هميشه در كلامش جاري بود، و قامتِ خميده اش نشان از رنج هايِ بي پايانش بود كه برايِ خانواده اش متحمل شده بود،

خدايش هزار بار بيامرزد...

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 14:54 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/09/27

تو رو خدا ديگه بسه!!

اين روزا به هر جايي كه سر مي زني يا صحبت سياسيه يا اقتصادي،

همش هم تكراري،

بابا سردرد گرفتيم بس كه گفتيم اين خوبه اون بده، اين درسته اون غلطه

يه بار شده يه سري هم به خودمون بزنيم؟

درست و حسابي خودمون رو ورانداز كنيم، ببينيم انصافاً اگه جاي اونايي باشيم كه داريم بهشون بد ميگيم چه جوري تصميم گيري ميكنيم؟

 

جنگ قدرت هيچ وقت تموم شدني نيست؛

سياست هم پدر و مادر نداره؛

فرهنگ اقوام مختلف هم هميشه ي خدا با هم تفاوت داشته(همه جاي دنيا)؛

آسمون هم همه جا همين رنگه؛

و ...

پس چرا توي يه كشوري مثل سوئيس مردم تظاهرات ميكنن كه اگه دولت بيشتر ماليات نگيره با بحران اقتصادي روبرو ميشيم،

و هزار تا نمونه ي ديگه مثل اين تو سراسر دنيا ...

اما ما ... ؟؟؟

چون اونا اول به خودشون و اوضاع و احوال زندگي شون نگاه كردن و بعد با آينده نگري براي فرزندان شون تصميم گرفتن و بعد هم با اعتمادكامل به دولت شون عمل كردن،

من نمي گم بايد مثل اونا تكرار كنيم؛

بلكه يه خورده شبيه اونا فكر كنيم.

مطمئن هستم به نتيجه ي بهتري مي رسيم.

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 9:26 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/09/24

من چه زردم امروز

از اينكه دائم دارم قالب عوض مي كنم معذرت مي خوام

راستش اين روزا اينقدر گرفتاري دارم كه فقط مي تونم سر اين وبلاگ بي زبون خالي كنم

اما يه چيزايي تو وبلاگ يكي از دوستان به چشمم خورد در مورد وبلاگ اشكنان آباد كتول

راستش من از روزاي اول اين وبلاگ رو دنبال مي كردم

تو بعضي قسمت ها موافق و بعضي ديگه اش مخالفش بودم

اما تعجب مي كنم كه به من هم مظنون هستند

نمي دونم ...

شايد هم كار منه خودم خبر ندارم؟

به هر حال

به قول همون عمو زنجيربافتون : خودش خشك ميشه مي افته!

 

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 18:35 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/09/20

خواب زده

سفريم بايد

سفري تا آنجا كه عرب ني انداخت،

رفتنيم بايد

بي حد و مرز

تا نا كجا آباد دور

تا نقطه ي صفر زمان

بايد كهكشان هامو  شخم بزنم

و

ستاره بكارم

فراوون

هر كدومش اندازه ي يه توپ فوتبال ديده بشه

ديگه كوچيك كوچيكش اندازه ي يه پرتقال تامسون!

مرا ماندن نشايد

در اين مرداب بي عقلي

بايد برم

داره دير ميشه

الانه كه خدا كهكشاناشو تقسيم كنه

هر كي زودتر برسه برنده اس

اگه دير برسم ديگه بشقاب پرنده ها همشون رفتن

اون وقت بايد بليط بدست وايسم تو صف سفينه خط واحد فضايي!

كفشام كو

سهراب كفشهايم كو

كفشامو تو ورداشتي ناكس

نمي گي اگه دير برسيم بايد بريم پشت هيچستان تو؟

چتر؟

چتر واسه چته؟

بابا بيا بريم تو فضا كه بارون نمي آد

آهان، چتر نجاتو مي گي؟

دست وردار سهراب جون

بابا من و تو ديگه خيلي وقته كه مرديم

ديگه زمين نمي خوريم كه

تازه، اگه زمين بخوريم هم ديگه طوريمون نميشه كه

مرده كه ديگه اين حرفا رو نداره

اي والّاه، دستت طلا، خودشه، كفشاي خوشگل خودم

با اينا راحت تر مي تونم تو اون دنيا بدوم

بريم ديگه

الآنه كه ديگه سعدي و حافظ صداشون در بياد ها

صدايي مي آيد

از فراسوي زمان

گوش كن، تو هم مي شنوي؟

آري صداي مادر

....پاشو رضا  ديرت ميشه ها

...پاشو لباستو  بپوش برو سر كار

اِه مامان پس سهراب كو؟

....سهراب كيه؟ حتماً خواب ديدي

خواب؟

شايد!

نمي دونم

من رفتم تو خوابش يا اون اومد تو خوابم؟

 پاك گيج شدم

برم سر كارم كه كم كم دارم خل ميشم
نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 11:15 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/09/10

تولدت مبارك باشه سگ!!

دلم سخت آرزومند بهانه اي تازه است

تا دوباره گم كنم خويش را

و رها سازم افسار افكار گستاخانه ام را

و پاره كنم سياه مشق زندگي ام را

و بشويم دست از اغفال خود

تا ديگر بار بيابم خويشتن را

شايد اين بار ديگري باشم

اما نه،

هزار بار تولد شده ام از مادر زمان

و تا بوده من همين بودم بي كم و كاست و بي نان اضاف!!

زمانه حتا يه سالاد يا يه نوشابه هم اضافي به مادرم نمي داد!!

فقط من بودم و من

سگ هميشگي

 آرزو به دل ماندم يك بار كفتار يا گراز يا حتا خر به دنيا بيايم

اما سگ بودم و بس...

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 20:43 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/09/06

نمايشگري به نازكي هوا

 
000156.jpg
نمايشگرهاي صفحه تخت باريك و باريك تر مي شوند. شايد اين نمايشگرها به اندازه اي باريك شوند كه تنها از لايه اي هوا تشكيل شده باشند. تعجب نكنيد چنين صفحه نمايشي هم اكنون توسط شركت فناوري IO2 ساخته شده و Heliodisplay نام دارد.
يك محقق مؤسسه فناوري ماساچوست (MIT) مخترع اين صفحه نمايش است كه مي تواند تصوير ويدئويي و يا هر تصوير استاندارد رايانه اي را در هوا بصورتي شناور نمايش دهد.
سازندگان اين صفحه نمايش جزئيات چنداني از ابداع خود را در اختيار نگذاشته اند و تنها به ذكر اين نكته بسنده كرده اند كه اين پروژكتور خصوصيات هوا را در يك منطقه تغيير مي دهد تا تصاويري تمام رنگي به وجود آورد.
تصوير حاصله به نوعي دو بعدي است و مي توان همانند يك صفحه نمايش لمسي با اشاره به تصوير معلق در هوا عمل كرد.
در سايت www.io2technology.com فيلم هاي زيادي از نحوه عمل اين صفحه نمايش وجود دارد. در حال حاضر بزرگترين صفحه نمايش Heliodisplay در اندازه ۲۷ اينچ است و وضوح تصويري آن ۱۰۲۴ در ۷۶۸ پيكسل مي باشد.
نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 9:57 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/09/02

در آن شهري كه مردانش عصا از كور مي دزدند ، نازِ آهو به نازِ يار مي ماند بله!

تو علفزار زندگي

ما بچريم يا نچريم بازم خريم

همه جا دربدريم

چه بخوايم و چه نخوايم خر تو خريم

افسارِ ما دست ما نيست

اينجوركي ساخته ما رو

تا نتونيم جُم بخوريم

بريم بالا بياييم پايين بازم خريم

يه نفر هي مي زنه تو سرمون

تا نكشيم جيك و نشيم شيك و نشينيم پايِ پيك نيك!

اينقدر زجرت ميدن تا كه بگي:

باباجون تو راست مي گي

ما كه خريم

ازاين خرام ما خرتريم

پس لااقل

بذاريد ما بچريم...

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 12:55 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/08/24

جهانخواران دارن روي كره مريخ چغندر ميكارن ما وايستاديم سوت مي زنيم

دائم با خودم فكر ميكنم چه جوري مي تونيم حركتمون رو سريعتر بكنيم ؟ توي همين شرايط و همين اوضاع و احوال و همين مملكت. صبح تا شب سگدو آخرش هم يه پاپاسي واسه نمردن، همين و بس
نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 16:5 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/08/23

بارون قهرو

امروز داهاتِ ما بويِ بارون رو به خودش گرفته بود ، آخه نمنمكي باريد و بعد هم قهر كرد و بساطش رو جمع كرد و رفت ...

شايد مقصر ما بوديم كه ازش استقبالِ خوبي نكرديم و همش آخ و اوخ كرديم از اينكه خيس شيم يا كارمون لنگ بمونه ،

من هم يادِ يكي از دوستام (مهدي) افتادم كه هر وقت جناب بارون دير مي كرد مي رفت چترش رو ورميداشت زير دوش وايميستاد (با لباس) مي گفت: دلم برايِ بارون تنگ شده !!!!

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 20:46 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/08/23

یک خاطره

سه سال پيش كه با اتفاق ميلاد و مهدي و هادي و ليلا شغل كمي تا قسمتي شريف كامپيوتر فروشي (رايانه ماركتينگ) را شروع كرديم ، اصلاً فكرش را نمي كردم كه نفر باقيمانده در انار آبي من باشم . و اينكه مجبور باشم براي گذراندن اموراتم جلوي درب يك شركت رايانه اي سبزي و تره بار بفروشم و داخل شركت رايانه ( البته اين يك شوخيه كه مي ترسم در آينده اي نه چندان دور محقق بشه  .... به قول مامانم:

 دير تَلّي بو دايي جان نه )

نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 17:31 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

84/08/23

برای شروع

از حالا به بعد همین جا و در همین وبلاگ منتظرتان هستیم
نگاشته شده توسط محمد رضا صراحی در 16:29 | موضوع:
• لینک ثابت   •